احمد مجد الاسلام كرمانى

90

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و افتخارى بنمايد ، عده تفنگداران خود را دو مقابل آنچه بودند بمجلس و مردم معرفى ميكرد و بعلاوه بملاحظه تحصيل تفنگ و فشنگ و لباس براى سربازهاى ملى عدد آنها را مخصوصا زياد عنوان ميكردند ، كه اقلا پنجاه هزار نفر جوان مسلح در موقع حاجت حاضر دارند ، اين بود كه با پادشاه با نهايت خشونت رفتار ميكردند و هر ادنى مطلبى را كه شاه از مجلس خواهش ميكرد ، رد ميكردند و در مقابل مطالب بسيار بزرگ از شاه توقع مينمودند ، بلكه بطور تحكم از او ميخواستند ، و بوزرا عظام ابدا اعتنا نميكردند و در محكمه علنا به آنها بد ميگفتند و تاحدى اين شبه در اذهان آنها رسوخ داشت كه همه حاضر بودند رسما با دولت يعنى با دستگاه سلطنت اعلان جنگ بدهند و هرگز تصور نميكردند دربار سلطنت بتواند در مقام تقابل با آنها خودنمائى كند ، چنان كه در همان روز 23 جمادى الاول در موقعى كه قزاقها اطراف مجلس را احاطه كردند ، رئيس مجلس ممتاز الدوله ، آقا ميرزا محمد صادق پسر آقاى آقا سيد محمد را بگوشه‌اى كشانيده و در چنين موقعى كه جان تمام آنها در خطر بود اولين سئوالى كه از او كرده ، اين بود كه آيا از استعدادات موجوده ما چه خبر داريد ؟ ! ميرزا محمد صادق كه جوانى عاقل بود ، به او جواب داد كه ، ابدا استعدادى نداريم مگر همين عده كه الآن در انجمن آذربايجان و انجمن مظفرى و بالاى سر در مجلس هستند ، رئيس بطور استهزا به او جواب داد كه قدر معين و آنچه ميتوانم بشما قول بدهم اقلا پنج هزار نفر جوان مسلح از اعضاء انجمنها تا يك ساعت ديگر در اين نقطه حاضر خواهند شد بعلاوه از عموم ملت كه هركس هر قسم اسلحه داشته باشد برداشته و خود را مىرساند و اين بيچاره رئيس هم تقصيرى نداشته ، فقط بواسطه خوش‌باورى خود دعاوى باطله انجمنها را باور كرده بود ، چنان كه در تمام ولايات همين قسم پيش‌آمد و در هر شهرى يكدسته